پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ترانه های تحیت سرودهای درود

نثار مجلس سلطان عاقبت محمود

بلند مرتبه شاهی که صبح و شام بود

ز جرعه ریزی او لعل دلق چرخ کبود

سحاب وار دهد فیض عاطفت بادا

همیشه سایه او بر جهانیان ممدود

زبان به توبه و دل مایل می ای ساقی

بشو دهانم ازین توبه شراب آلود

صفای صفوت جام تو دید صوفی شهر

به پیش آن چو صراحی نهاد سر به سجود

لباس عشرت ما چاک شد مغنی کو

که یک دو بخیه زند بر وی از بریشم عود

ز پیر میکده جامی مپوش حاجت خویش

که حاجت است کلید در خزانه جود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید
  2. شمارهٔ ۱۶۰پرتو روی تو بر باده گلفام افتاد
  3. شمارهٔ ۱۶۱چه سود آن تیشه کِش بر سنگ دست کوهکن می‌زد
  4. شمارهٔ ۱۶۲ز شوقت زنم دم زبانم بسوزد
  5. شمارهٔ ۱۶۳صبا چو حلقه آن زلف تابدار گشاد
  6. شمارهٔ ۱۶۴یار هر دم سر بازار دگر می طلبد
  7. شمارهٔ ۱۶۵به ناز می رود آن شوخ و باز می نگرد
  8. شمارهٔ ۱۶۶کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.