پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

شراب لعل باشد قوت جان‌ها قوت دل‌ها

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها

چو ز اول عشق مشکل بود و آخر هم چرا گویم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

خوشا مستی که هشیار از حرم خیزد ازآن فارغ

که بود اندر میان راهی و اندر راه منزل‌ها

ندانم کز کدامین پرده زد حادی نوا کامشب

ز گلبانگ حدی سیر دگر دارند محمل‌ها

مزن بر کهنه دلق دُردنوشان زاهدا طعنه

که در کوی مغان هستند صدرآرای محفل‌ها

شدم در لای‌های خم فرو هرچند می‌دانم

که روزی بردمد گل‌های رسوایی ازین گل‌ها

درین گرداب غم کشتی می از کف منه جامی

که نتوان جز بدین کشتی گرفتن راه ساحل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴قومی به هوای حج در قطع بیابان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۵مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
  3. شمارهٔ ۱۶بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را
  4. شمارهٔ ۱۷جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را
  5. شمارهٔ ۱۸ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را
  6. شمارهٔ ۱۹بنازم آن سوار نازنین را
  7. شمارهٔ ۲۰بی تو از جان ملالت است مرا
  8. شمارهٔ ۲۱ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.