پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را

سر بر خط تو چون قلم خوبان هفت اقلیم را

تعظیم قبله تا به کی بنمای طاق ابروان

تا سجده طاعت برم آن قبله تعظیم را

امسال اگر در طالعم ننهد منجم وصل تو

از دیده جوی خون کنم هر جدول تقویم را

چون حرف دانان را رود ز اسرار قرآنی سخن

نقش خم ابروی تو تأویل بس «حامیم » را

با داغت ابرهیمیم تا خاست از گل آتشت

زانسان کز آتش بیش ازین گل خاست ابرهیم را

زامید و بیم عقبیم شد تیره دل ساقی بیا

می ده که شویم زین ورق حرف امید و بیم را

تسلیم حکم عقل را جامی چه سان گردن نهد

زینسان که تیغ عشق تو زد گردن تسلیم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰بی تو از جان ملالت است مرا
  2. شمارهٔ ۲۱ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
  3. شمارهٔ ۲۲بر آستان تو عزیست خاکساران را
  4. شمارهٔ ۲۳زاهدا چند به طاعات مراعات مرا
  5. شمارهٔ ۲۴کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا
  6. شمارهٔ ۲۵رو ای صبا و بگو یار دلستان مرا
  7. شمارهٔ ۲۶نه کوی دوست هوای چمن گذاشت مرا
  8. شمارهٔ ۲۷اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.