پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا

برتو خواند حرف حرف این نامه درد مرا

می شود باران اشکم ژاله برکشت امید

خاصیت اینست دور از تو دم سرد مرا

دست امید من از دامان وصلت نگسلد

گر دهد گردون به باد نیستی گرد مرا

جز دلی ناید برون زاندوه عشقت صد شکاف

گر شکافی سینه اندوه پرورد مرا

خوردمی شبها به خواب از لعل تو جام طرب

برد تاراج غمت هم خواب و هم خورد مرا

سینه پر مهر تو آوردم از راه عدم

آه اگر طبع تو نپسندد ره آورد مرا

داشت سرگردان به سان جامیم فکر جهان

بند پا شد عشق تو فکر جهانگرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶نه کوی دوست هوای چمن گذاشت مرا
  2. شمارهٔ ۲۷اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
  3. شمارهٔ ۲۸ای فکنده عزت حسنت به صد خواری مرا
  4. شمارهٔ ۲۹ماه من گر عیان کند خود را
  5. شمارهٔ ۳۰تا دیده ام چو گل به ته پیرهن تو را
  6. شمارهٔ ۳۱سبکدستی کن ای ساقی بده رطل گران ما را
  7. شمارهٔ ۳۲نشست اشک روان زنگ محنت از شب ما
  8. شمارهٔ ۳۳بیاکه تا ز تو ای مه تهیست منزل ما
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.