پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جان‌ها قوت دل‌ها

ز صد سالک سوی مقصد یکی ره برد و باقی را

شد اندر راه دامنگیر آب و خاک منزل‌ها

به جان اندر خطر در بحر غواصان پی گوهر

نشسته از خطر ایمن صدف‌چینان ساحل‌ها

چه گویم وصف آن شاهد که تا باشد جهان باشد

حدیثش نقل مجلس‌ها جمالش شمع محفل‌ها

شتر رقاص گردد بر مغیلان چون شود حادی

به وصف کعبه وصلش جرش جنبان محمل‌ها

بریز ای دیده بر خاک مذلت گریه حسرت

که گل‌های کرامت بردمد روزی ازین گل‌ها

رخ خدمت متاب از صحبت پیر مغان جامی

که آنجا می‌شود دفع بلاها حل مشکل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محمل‌ها
  2. شمارهٔ ۱۴قومی به هوای حج در قطع بیابان‌ها
  3. شمارهٔ ۱۵مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
  4. شمارهٔ ۱۶بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را
  5. شمارهٔ ۱۷جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را
  6. شمارهٔ ۱۸ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را
  7. شمارهٔ ۱۹بنازم آن سوار نازنین را
  8. شمارهٔ ۲۰بی تو از جان ملالت است مرا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.