پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها

طیب الله بها وقت کرام شربوها

هر طرف باده به کف درد کشانند نشسته

احسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها

عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپی

کرده جوهای شگرف است روان از همه سوها

بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود را

که درین بحر شود متحد آخر همه جوها

ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوان

زان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها

عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو رو

گر نبینند عیان روی تو را در همه روها

ما گدایان در میکده هاییم چو جامی

بارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را
  2. شمارهٔ ۱۸ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را
  3. شمارهٔ ۱۹بنازم آن سوار نازنین را
  4. شمارهٔ ۲۰بی تو از جان ملالت است مرا
  5. شمارهٔ ۲۱ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
  6. شمارهٔ ۲۲بر آستان تو عزیست خاکساران را
  7. شمارهٔ ۲۳زاهدا چند به طاعات مراعات مرا
  8. شمارهٔ ۲۴کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.