پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

چون نسخه جمال تو خالی‌ست از غلط

در وی چرا کشند لب و عارض تو خط

شک داشت در وجود دهانت دبیر حسن

بر لب پی شک از دو سه خال تو زد نقط

بغداد حسن را که تو در وی خلیفه‌ای

جاری‌ست ز آب دیده ما بر کنار شط

منویس نامه پیش رقیب زبان‌دراز

خط چون توان نوشت قلم را نکرده قط

بنما میان دوباره که شکل تو کام ما

ندهد نتیجه گر نه مکرر شود وسط

آهنگ اوج عشق ز تردامنان مجوی

پرواز جره باز نیاید ز طبع بط

جامی خجل مباش گر از قحط قافیه

واقع شود به مطلع و مقطع تو را غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۲۰۳عمرها آن که به سویم گذری داشت دریغ
  3. شمارهٔ ۲۰۴کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلف
  4. شمارهٔ ۲۰۵صوفی شهر آن به انواع فضایل متصف
  5. شمارهٔ ۲۰۶حشمت میفروش بین بر در او ز هر طرف
  6. شمارهٔ ۲۰۷شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیف
  7. شمارهٔ ۲۰۸دنت منازل من کنت منه بالاشواق
  8. شمارهٔ ۲۰۹به خود گمان من آن بود در بدایت عشق
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.