پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز

یا به رحمت نظری بر من غمناک انداز

تشنه لب خاک شدم در هوس لعل لبت

ساغر می بکش و جرعه بر این خاک انداز

سگ طوق توام آن دم که کنی عزم شکار

طوق در گردنم از حلقه فتراک انداز

رخ فروزان به تماشای گل و لاله خرام

آتش از رشک به مشتی خس و خاشاک انداز

بگشا لب به حدیثی و خردمندان را

سری از غیب در آیینه ادراک انداز

چند صاحبنظران درد غم و درد کشند

ای قضا سنگ به خمخانه افلاک انداز

جامی از عشق چه نالی که تو را گفت که دل

در کف سنگدلی سرکش و بی باک انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰چو دید اشک روان مرا ستاره شناس
  2. شمارهٔ ۱۸۱خنده ای زد لب تو بر من گریان که مپرس
  3. شمارهٔ ۱۸۲منم امروز و حالتی که مپرس
  4. شمارهٔ ۱۸۳دل سپردم به دلبری که مپرس
  5. شمارهٔ ۱۸۴لطافت لب او بین و از زلال مپرس
  6. شمارهٔ ۱۸۵تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس
  7. شمارهٔ ۱۸۶تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس
  8. شمارهٔ ۱۸۷مشو فریفته حسن صورت ای درویش
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.