پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس

سر ازین سهم کشد در سپر زر نرگس

جام زر بین که ز اثنای چو سیم انگشتان

چون نموده ست چو خوبان سمنبر نرگس

گنج قارون بدر آورد همانا ز زمین

که چنین از زر و سیم است توانگر نرگس

آبروی دگر آورد چمن را که نوشت

بر مطول الفی میم مدور نرگس

هست مستی که ز گل سرزده در حشر بهار

سرخوش از کاسه سر ساخته ساغر نرگس

طرفه مرغیست که دارد به چمن چون طاووس

از زر ناب گلی تعبیه در پر نرگس

قدر نسرین و گل از شاخ بلند است ولی

بر لب جوی بود از همه برتر نرگس

به هواداری والا علم دولت شاه

چشم بنهاده به بالای صنوبر نرگس

جامی آسا همه تن چشم شده تا که کند

التماس نظر از شاه دلاور نرگس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷مشو فریفته حسن صورت ای درویش
  2. شمارهٔ ۱۸۸آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش
  3. شمارهٔ ۱۸۹چون نهفتی آن دو رخ بگشا لب خندان خویش
  4. شمارهٔ ۱۹۰نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش
  5. شمارهٔ ۱۹۱خوشا منازل سلمی و ربع و اطلالش
  6. شمارهٔ ۱۹۲خط عنبرین بر شکر مکش
  7. شمارهٔ ۱۹۳دم زد دل از سر غمت از سرزنش خون کردمش
  8. شمارهٔ ۱۹۴ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.