پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

خط عنبرین بر شکر مکش

طوق مشک چین گرد خور مکش

چشم عالمی دفع چشم را

نیلگون رقم بر قمر مکش

طوطی خطت گو چو زاغ شب

قرص مهر را زیر پر مکش

مهر نه ز لب بر دهان مرا

وز فغان من درد سر مکش

گشته عالمی فتنه بیش ازین

از جمال خود پرده در مکش

چون خیال او میهمان شود

غیر جان دلا ماحضر مکش

جامیا زدی شعله در جهان

هر دم آه گرم از جگر مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش
  2. شمارهٔ ۱۹۵ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوش
  3. شمارهٔ ۱۹۶نازنینا یک شبی با عاشقان دمساز باش
  4. شمارهٔ ۱۹۷چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانش
  5. شمارهٔ ۱۹۸نه به لطف از ستم دوست توان یافت خلاص
  6. شمارهٔ ۱۹۹چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارض
  7. شمارهٔ ۲۰۰چون نسخه جمال تو خالی‌ست از غلط
  8. شمارهٔ ۲۰۱دلم که بی تو ز هیچ آرزو ندارد حظ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.