پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس

نازنینان چمن راست نظر بر نرگس

گر به مستانه دو چشمت کنم او را نسبت

کند از گریه شادی مژه ها تر نرگس

در تماشای چمن چشم تو هر جا که فتد

مست چشم تو برآرد ز زمین سر نرگس

بزم عشرت به سر سبزه و گل کش که شوند

جام بزم تو یکی لاله و دیگر نرگس

چون به بالای تو ماند به هزاران سوزن

دوخت دیده به تماشای صنوبر نرگس

در چمن هر سحر از شوق توأم پیچیده

گاه در سنبل سیراب و گهی در نرگس

وصف خط سیهت خوانده ام از هر سنبل

شیوه چشم خوشت دیده ام از هر نرگس

جامی احسنت که از بهر سواد غزلت

کرده از ساق و ورق خامه و دفتر نرگس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش
  2. شمارهٔ ۱۸۹چون نهفتی آن دو رخ بگشا لب خندان خویش
  3. شمارهٔ ۱۹۰نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش
  4. شمارهٔ ۱۹۱خوشا منازل سلمی و ربع و اطلالش
  5. شمارهٔ ۱۹۲خط عنبرین بر شکر مکش
  6. شمارهٔ ۱۹۳دم زد دل از سر غمت از سرزنش خون کردمش
  7. شمارهٔ ۱۹۴ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوش
  8. شمارهٔ ۱۹۵ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوش
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.