پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

دل سپردم به دلبری که مپرس

سرو قدی سمنبری که مپرس

با رقیبان همه وفا و کرم

با اسیران ستمگری که مپرس

مردم چشمم از خیال لبش

شد توانگر به گوهری که مپرس

می‌رسد دم به دم ز غمزهٔ او

بر دلم زخم نشتری که مپرس

طوطی تلخ کامم از غم هجر

آرزومند شکری که مپرس

ای که پرسی ز قبله نظرم

طلعت ماه منظری که مپرس

او به خوبی سمر شد از جامی

جامی از وی سخنوری که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵تیر باران رسد از قوس قزح بر نرگس
  2. شمارهٔ ۱۸۶تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس
  3. شمارهٔ ۱۸۷مشو فریفته حسن صورت ای درویش
  4. شمارهٔ ۱۸۸آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش
  5. شمارهٔ ۱۸۹چون نهفتی آن دو رخ بگشا لب خندان خویش
  6. شمارهٔ ۱۹۰نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش
  7. شمارهٔ ۱۹۱خوشا منازل سلمی و ربع و اطلالش
  8. شمارهٔ ۱۹۲خط عنبرین بر شکر مکش
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.