پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

آن سرو که شادند جهانی به غم او

هر سو که خرامد سر ما و قدم او

باشد ستم از یار کرم شکر که بگذشت

در حق من خسته دل از حد کرم او

بر لوح دلم صورت خط تو رقم زد

آن کس که روا نیست خطا بر قلم او

آه ار نکشم سوز درون هست که آتش

آخر نشود گرچه نشیند علم او

هر دم رسدم زخمی ازان غمزه بی رحم

شرمنده ام از مرحمت دمبدم او

بیت الحرم ماست درش چند نشینیم

محروم ز احرام حریم حرم او

جامی ز غم عشق تو گر مرد غمی نیست

پیداست چه خیزد ز وجود عدم او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۳بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او
  2. شمارهٔ ۸۲۴می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو
  3. شمارهٔ ۸۲۵چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او
  4. شمارهٔ ۸۲۶ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو
  5. شمارهٔ ۸۲۷دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو
  6. شمارهٔ ۸۲۸ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مرو
  7. شمارهٔ ۸۲۹ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو
  8. شمارهٔ ۸۳۰خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.