پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۹

ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو

موی سفید در پی زلف سیه مرو

بنگر مه شباب خود اندر محاق شیب

زین بیش در نظاره روی چو مه مرو

دنبال قد فراخته طفلان بی گناه

با قامت خمیده ز بار گنه مرو

فکر حساب هر کجی و راستی بکن

پیش بتان راست قد کج کله مرو

دل پر هوس مزاحمت اهل دل مکن

بتخانه زیر خرقه سوی خانقه مرو

خواهی به صوب کعبه تحقیق ره بری

پی بر پی مقلد گم کرده ره مرو

دام حیات جز پی صید کمال نیست

صیدی نکرده جامی ازین دامگه مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۱ای جاودان به صورت اعیان برآمده
  2. شمارهٔ ۸۳۲گشاد از چهره مشکین برقع آن مه
  3. شمارهٔ ۸۳۳به لطف قد ره دلها زد آن مه
  4. شمارهٔ ۸۳۴ای ز همه صورت خوب تو به
  5. شمارهٔ ۸۳۵سیب زنخدان تو را به ز به
  6. شمارهٔ ۸۳۶میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به
  7. شمارهٔ ۸۳۷ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه
  8. شمارهٔ ۸۳۸آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.