پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۰

مرغ جان کردی هوای دانه های خال او

گر نبستی رشته لاغر تن من بال او

گر به قصد جان فرستد قاصد آن مقصود دل

دل کند فرسنگها جان بر کف استقبال او

بس که بر دل خامه بار غم نهاد از شرح هجر

شد خمیده همچو نون در نامه لام و دال او

خون کنم دل را و مالم در رکاب او ز چشم

تا چو پای اندر رکاب آرد شود پامال او

رویش ار بیند فرشته گر کشد صد بی گناه

یک گنه ننویسد اندر نامه اعمال او

صوفی دل حالها کرده ست دوش از ذکر دوست

سینه ام چون خرقه چاک اینک گواه حال او

وصل جویان جامی و طعن رقیبان از قفا

در به در درویش و غوغای سگان دنبال او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۲نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او
  2. شمارهٔ ۸۲۳بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او
  3. شمارهٔ ۸۲۴می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو
  4. شمارهٔ ۸۲۵چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او
  5. شمارهٔ ۸۲۶ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو
  6. شمارهٔ ۸۲۷دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو
  7. شمارهٔ ۸۲۸ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مرو
  8. شمارهٔ ۸۲۹ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.