پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۶

ای ز ابروانت متصل عشاق را محراب دو

با غمزه و چشم تو دل قربان یکی قصاب دو

مقصود ما زان ابروان باشد سجود روی تو

قبله نباشد جز یکی گرچه بود محراب دو

بگشای برقع زان دو رخ تا چشم انجم بر زمین

بیند به عکس آسمان خورشید عالمتاب دو

تنها یکی تن چون کشم از تو عنان دل چنین

کز زلف مشکین سوی او افکنده ای قلاب دو

در گلستان حسن ازان بالا و رخسار و جبین

یک شاخ نازک بین کزو رسته گل سیراب دو

جانم فدای ساقیی کان دم که نوشم جام می

نقل از دهان و لب دهد پسته یکی عناب دو

شد هوش جامی زان دو لب مستی بلی زود آورد

بزمی که شد گردان در او جام شراب ناب دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۸ای اشک سرخ دمبدم از چشم تر مرو
  2. شمارهٔ ۸۲۹ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو
  3. شمارهٔ ۸۳۰خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو
  4. شمارهٔ ۸۳۱ای جاودان به صورت اعیان برآمده
  5. شمارهٔ ۸۳۲گشاد از چهره مشکین برقع آن مه
  6. شمارهٔ ۸۳۳به لطف قد ره دلها زد آن مه
  7. شمارهٔ ۸۳۴ای ز همه صورت خوب تو به
  8. شمارهٔ ۸۳۵سیب زنخدان تو را به ز به
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.