پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۷

دو نرگس تو که مستند و ناتوان هر دو

شدند آفت عقل و بلای جان هر دو

میان ما و تو جز جان و تن حجاب نبود

بیا که هجر تو برداشت از میان هر دو

چنان دو دیده غیورند بر رخت که کنند

نظر به روی تو از یکدگر نهان هر دو

قران قوس قزح با هلال بس عجب است

خدای را بنما طاق ابروان هر دو

شکار پیشه دو ترکند خفته چشمانت

نهاده بر سر بالین خود کمان هر دو

ازان میان و دهان قاصرند وهم و خرد

اگر چه خرده شناسند و رازدان هر دو

ز کار دنیی و عقبی مپرس جامی را

که کرد در سر کار تو این و آن هر دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۹ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو
  2. شمارهٔ ۸۳۰خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو
  3. شمارهٔ ۸۳۱ای جاودان به صورت اعیان برآمده
  4. شمارهٔ ۸۳۲گشاد از چهره مشکین برقع آن مه
  5. شمارهٔ ۸۳۳به لطف قد ره دلها زد آن مه
  6. شمارهٔ ۸۳۴ای ز همه صورت خوب تو به
  7. شمارهٔ ۸۳۵سیب زنخدان تو را به ز به
  8. شمارهٔ ۸۳۶میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.