پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۹

چند ز آشوب می فتنه برانگیختن

مست برون تاختن و خون کسان ریختن

خون مرا ریختی دست من و دامنت

گر نه به فتراک خویش خواهیم آویختن

قاعده عشق چیست شرط محبت کدام

از همه بگریختن با غمت آمیختن

از تو برانگیختن رخش وز باد صبا

بر سر اهل وفا گرد بلا بیختن

جامی ازان قید زلف جست رهایی ولی

قوت مجنون نبود سلسله بگسیختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۱ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران
  2. شمارهٔ ۷۲۲بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
  3. شمارهٔ ۷۲۳شد وزان سوی رزان باد خزان باز وزان
  4. شمارهٔ ۷۲۴بودم آن روز درین میکده از دُردکشان
  5. شمارهٔ ۷۲۵ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان
  6. شمارهٔ ۷۲۶نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
  7. شمارهٔ ۷۲۷فزاید ز خط حسن نازک عذاران
  8. شمارهٔ ۷۲۸ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.