پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۲

ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم

به جست و جوی تو در کوه و در شتابانیم

بماند راحله سعی ما خوش آن ساعت

که در حریم وصالت شتر بخوابانیم

چو ذره گرچه حقیریم رخ متاب از ما

که بر سپهر وفا آفتاب تابانیم

حواله دگران ساز رطل های گران

که ما ز ساغر لعلت تنک شرابانیم

به برج ما چو مه چارده شدی طالع

ز قدر و منزلت امشب فلک جنابانیم

شراب و نقل به ارباب بزم و عشرت ده

که ما به آتش حرمان جگرکبابانیم

حدیث روضه مکن جامی این نه بس ما را

که در سواد هری ساکن خیابانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۴عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم
  2. شمارهٔ ۶۳۵در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام
  3. شمارهٔ ۶۳۶تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توام
  4. شمارهٔ ۶۳۷چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
  5. شمارهٔ ۶۳۸به ناز برمشکن چون نیازمند توییم
  6. شمارهٔ ۶۳۹چنین کافتاده دور از جان خویشم
  7. شمارهٔ ۶۴۰اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم
  8. شمارهٔ ۶۴۱هر دم ار تیرت فتادی بر دلم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.