پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۶

تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توام

سنگ بر سینه زنان از دل چون سنگ توام

داشتم حسن عنایت ز رخت چشم ولی

تنگی عیش رسید از دهن تنگ توام

گر شدم لاله صفت غرقه به خون عیب مکن

که بدین گونه ز شوق رخ گلرنگ توام

گاه جنگ آشتی و آشتیت خونریزی ست

کشته آشتی و سوخته جنگ توام

از خط آن چهره میارای که صدگونه صفا

می دهد روی ز آیینه بی رنگ توام

منم آن بلبل شوریده که از گلشن قدس

روی در باغ جهان کرده به آهنگ توام

تار چنگی شدم از ضعف چو جامی و هنوز

نیست ممکن که خلاصی بود از چنگ توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۸به ناز برمشکن چون نیازمند توییم
  2. شمارهٔ ۶۳۹چنین کافتاده دور از جان خویشم
  3. شمارهٔ ۶۴۰اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم
  4. شمارهٔ ۶۴۱هر دم ار تیرت فتادی بر دلم
  5. شمارهٔ ۶۴۲ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم
  6. شمارهٔ ۶۴۳خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم
  7. شمارهٔ ۶۴۴شکر خدا که شیخ نیم، شیخ زاده هم
  8. شمارهٔ ۶۴۵جان داغ تو دارد جگر غرقه به خون هم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.