پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

چه گویم کز غمت چون می طپد دل

چو صید غرقه در خون می طپد دل

ز روی لطف دستی بر دلم نه

ببین کز دست تو چون می طپد دل

ز مرغی کافتد اندر دام صیاد

مرا در زلفت افزون می طپد دل

چو آن ماهی که بیرون افتد از آب

ز بزم وصل بیرون می طپد دل

گر از یک جانب آمد عشق چون است

که لیلی را چو مجنون می طپد دل

نخستین جنبش آمد جنبش عشق

حریفان را نه اکنون می طپد دل

پی تسکین جامی بوسه ای بخش

که امروزش دگرگون می طپد دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷دوشم آورد از چمن باد صبا پیغام گل
  2. شمارهٔ ۵۷۸می خرامد سوی بستان شاهد رعنای گل
  3. شمارهٔ ۵۷۹سلام من الله فی کل حال
  4. شمارهٔ ۵۸۰من بنده حقیر و تو سلطان محتشم
  5. شمارهٔ ۵۸۱خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم
  6. شمارهٔ ۵۸۲با غم و درد تو کنم دمبدم
  7. شمارهٔ ۵۸۳ای ز روی تو ماه چارده کم
  8. شمارهٔ ۵۸۴زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.