پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۳

ای ز روی تو ماه چارده کم

قیمت یوسف از تو هفده درم

خاک پای مسافران درت

تاج فرق مجاوران حرم

سربلندی نیافت در ره تو

هر که ننهاد سر به زیر قدم

سر نپیچم ز خط فرمانت

گر نهی تیغ بر سرم چو قلم

بر تو سوز دل نشد روشن

تا نزد آتشم ز سینه علم

کرمت قتل ما تقاضا کرد

مگذر ای جان ز مقتضای کرم

شد ز شوق دهان تو جامی

آرزومند تنگنای عدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۵ساری ست سر عشق در اعیان علی الدوام
  2. شمارهٔ ۵۸۶ز لعلش کام جستم داد دشنام
  3. شمارهٔ ۵۸۷مایل به قامت تو بود طبع مستقیم
  4. شمارهٔ ۵۸۸خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم
  5. شمارهٔ ۵۸۹گر دهد بوی صحبت تو نسیم
  6. شمارهٔ ۵۹۰ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم
  7. شمارهٔ ۵۹۱امروز ز شوقت همه سوز و همه دردم
  8. شمارهٔ ۵۹۲معاذالله ازان شبها که بود از حد برون دردم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.