پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۲

با غم و درد تو کنم دمبدم

شکر که بالشکر تدوم النعم

صبر کم و محنت و اندوه پر

کم صبر العاشق فی الهجر کم

پیش دهانت عدم است آب خضر

با لب لعل تو دهان کالعدم

تر نشود ز اشک ترحم رخت

دور بود چشمه خورشید و نم

می کند از مهر خطت منع ما

بی خبر از نکته جف القلم

باد صبا حلقه زلفت کشید

حلقه عشاق برآمد به هم

گفته جامی که به تحسین سزاست

حسنه الله بطیب النعم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۴زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
  2. شمارهٔ ۵۸۵ساری ست سر عشق در اعیان علی الدوام
  3. شمارهٔ ۵۸۶ز لعلش کام جستم داد دشنام
  4. شمارهٔ ۵۸۷مایل به قامت تو بود طبع مستقیم
  5. شمارهٔ ۵۸۸خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم
  6. شمارهٔ ۵۸۹گر دهد بوی صحبت تو نسیم
  7. شمارهٔ ۵۹۰ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم
  8. شمارهٔ ۵۹۱امروز ز شوقت همه سوز و همه دردم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.