پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۹

گر دهد بوی صحبت تو نسیم

نکنم یاد خلد و ذکر نعیم

چون منجم خط تو دید سترد

رقم مه ز صفحه تقویم

چند پرسیم نرخ گوهر وصل

کرده از اشک آستین پرسیم

گر گشایی به حرف میم دهان

جوشد آب بقا ز چشمه میم

همچو آب حیات اگر گذری

بر سر خاک کشتگان قدیم

منکر حشر را شود روشن

سر «یحیی العظام و هی رمیم »

جامی از خانقه به میکده رفت

این بود مقتضای طبع سلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۱امروز ز شوقت همه سوز و همه دردم
  2. شمارهٔ ۵۹۲معاذالله ازان شبها که بود از حد برون دردم
  3. شمارهٔ ۵۹۳تند می راندی و می سوخت سراپای وجودم
  4. شمارهٔ ۵۹۴نادیده رخت عمری سودای تو ورزیدم
  5. شمارهٔ ۵۹۵نیایم سوی تو هر چند سوزد شوق دیدارم
  6. شمارهٔ ۵۹۶چون خاک شوم گر گذری سوی مزارم
  7. شمارهٔ ۵۹۷چو آنم دسترس نبود که روزی دامنش گیرم
  8. شمارهٔ ۵۹۸نوید آمدنت می دهند هر روزم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.