پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۹

سلام من الله فی کل حال

علی کامل فاق اهل الکمال

زکی ذکی خفی دنی

کریم السجایا جمیل الخصال

اجل المناقب علی المراتب

عظیم المواهب جزیل النوال

تویی خسرو بارگاه رسالت

تویی آفتاب سپهر جمال

صبیحی ملیحی خلیلی جمیل

عزیزالوجودی عدیم المثال

ز دنیا و عقبی به تو بازگشتم

که حسن المآبی و نعم المآل

به نام تو فرخنده شد فال جامی

بنامیزد ای شاه فرخنده فال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۱خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم
  2. شمارهٔ ۵۸۲با غم و درد تو کنم دمبدم
  3. شمارهٔ ۵۸۳ای ز روی تو ماه چارده کم
  4. شمارهٔ ۵۸۴زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
  5. شمارهٔ ۵۸۵ساری ست سر عشق در اعیان علی الدوام
  6. شمارهٔ ۵۸۶ز لعلش کام جستم داد دشنام
  7. شمارهٔ ۵۸۷مایل به قامت تو بود طبع مستقیم
  8. شمارهٔ ۵۸۸خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.