پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد

وز دم نی آتش صاحبدلان را تیز کرد

در حریم بزم رندان پای نتواند نهاد

جز حریفی کز سبوی باده دستاویز کرد

کوهکن گو تیشه بی حاصل مزن چون دور چرخ

لعل جان افزای شیرین روزی پرویز کرد

سبزه نو خاست گرد گل تو را از مشک ناب

با اسیران هر چه کرد این سبزه نوخیز کرد

زلف مشکین تو را در باغ بر هم زد صبا

جعد سنبل را عبیر افشان و عنبیربیز کرد

داشت ارزانی خیالت دوش تشریف قدوم

مردم چشم منش از گریه گوهرریز کرد

دعوی پرهیزگاری نیست جز آلودگی

وقت جامی خوش کزین آلودگی پرهیز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۱دلم میل یکی سرو سهی کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۲شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۳پیش تو جا نمی توانم کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۴پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
  6. شمارهٔ ۲۹۵بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد
  7. شمارهٔ ۲۹۶وه که آن سلطان به مظلومان نگاهی هم نکرد
  8. شمارهٔ ۲۹۷چو ترک سرکش من پای در رکاب کند
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.