پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

تیر تو افتاد دور جان من افگار کرد

بر هدف آمد ولی بر دل من کار کرد

پیش رخت وقت گل لاله شکفتن نخواست

سینه زد از شوق چاک داغ خود اظهار کرد

ابر چمن را ز گل روی تو آمد به یاد

نعره بسیار زد گریه بسیار کرد

مهر که دیوار و در پرتو رویش گرفت

روی تو را دید جا در پس دیوار کرد

لعل تو آمد مسیح کز دم جانبخش خویش

داد شفا هر که را چشم تو بیمار کرد

طعنه به خواری مزن زانکه عزیز جهان

بودم ازین پیشتر عشق توام خوار کرد

جامی از آغاز نظم وصف جمال تو گفت

مطلع دیوان خویش مشرق انوار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد
  2. شمارهٔ ۲۹۰وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۱دلم میل یکی سرو سهی کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۲شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۳پیش تو جا نمی توانم کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۴پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
  7. شمارهٔ ۲۹۵بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد
  8. شمارهٔ ۲۹۶وه که آن سلطان به مظلومان نگاهی هم نکرد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.