پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد

بر خاطرم هوای گل و سبزه سرد کرد

آسودگی به خواب ندید آن که تکیه گاه

از گرد بالش فلک تیز گرد کرد

غره مشو که خواجه به نیکی ستایدت

بدمردی زمانه تو را نیک مرد کرد

فرد است یار و میل دلش هست سوی فرد

خوش آن که خاطر از همه اغیار فرد کرد

زان آفتاب بهره جز آن گرمرو نیافت

کو بارگی ز همت گردون نورد کرد

گر کرد خون دلم چو زبان از سخن ببست

با او که را مجال سخن هر چه کرد کرد

جامی چو نیست معنی رنگین حسود را

تذهیب شعر خود به زر و لاجورد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸مطرب آهنگ ترنم های شوق انگیز کرد
  2. شمارهٔ ۲۸۹آن سرو دی به قصد سلامم قیام کرد
  3. شمارهٔ ۲۹۰وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کرد
  4. شمارهٔ ۲۹۱دلم میل یکی سرو سهی کرد
  5. شمارهٔ ۲۹۲شبی به سوی تو از دیده پای خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۲۹۳پیش تو جا نمی توانم کرد
  7. شمارهٔ ۲۹۴پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
  8. شمارهٔ ۲۹۵بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.