پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۲

جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی

درمان درد سینه فگاران نمی کنی

دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی

همچون گل احتراز ز باران نمی کنی

بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم

کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی

شیران همه شکار غزالان شوخ تو

جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی

ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی

بر گریه های ابر بهاران نمی کنی

جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای

زان جام یاد باده گساران نمی کنی

جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل

چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۴بازم ز دیده ای گل خندان چه می روی
  2. شمارهٔ ۱۰۰۵از مهر ما متاب رخ ای ترک ماهروی
  3. شمارهٔ ۱۰۰۶اگر وصف مه می کنم مه تویی
  4. شمارهٔ ۱۰۰۷نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
  5. شمارهٔ ۱۰۰۸با چنین قامت و بالا که تویی
  6. شمارهٔ ۱۰۰۹این چنین خوب و نازنین که تویی
  7. شمارهٔ ۱۰۱۰بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
  8. شمارهٔ ۱۰۱۱ای صبا گر یاد مهجوران ناشادش دهی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.