پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۴۳ - عذر تقصیر خدمت

ای کریمی که همای نظرت

بر ولی تو همایون آمد

از پی شرم سخای تو حباب

چون عرق بر رخ جیحون آمد

قبه هفتم با رفعت خویش

پیش قدر تو چو هامون آمد

چرخ در خون عدویت شد ازان

صبح با جامه پر خون آمد

بنده گر کرد بخدمت تقصیر

تا نگوئی تو که بس دون آمد

مانعی بود مر او را ظاهر

بشنو این عذر که موزون آمد

چاکرت چون ز قبول کرمت

لایق حضرت میمون آمد

سربرافراشت بگردون شرف

وینخبر چونسوی گردون آمد

خواست حالی که نثاری سازد

ورچه زان قدر من افزون آمد

همه بر بنده فشاند اختر خویش

وین نثاریست که اکنون آمد

همه پروین و نبات النعش است

که زاشکال دگرگون آمد

نه خطا گفتم به زین باید

این خطا در سخنم چون آمد

طبع من کز گهر مدحت تو

صدف لؤلؤ مکنون آمد

در جهاداشت در او در که ازان

هر یکی مایه قارون آمد

چون ز مدح تو براندیشیدم

بعضی از پوست به بیرون آمد

سر تو سبز و دلت خرم باد

که رخ بخت تو گلگون آمد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۵ - جواب مجیر بیلقانیهجو میگوئی ای مجیرک هان
  2. شمارهٔ ۴۶ - آری شود ولیک بخون جگر شودایخسروی که هر که کند بندگی تو
  3. شمارهٔ ۴۷ - غم خان و مانتا کی غم خان و مان و فرزند
  4. شمارهٔ ۴۸ - خوان از خونخوان میفکند کنون مسلمانان
  5. شمارهٔ ۴۹ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهانزاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل
  6. شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهرصائم الدهر اسبکی دارم
  7. شمارهٔ ۵۱ - خطاب بصدرالدینایا صدری که چرخ پیر چون تو
  8. شمارهٔ ۵۲ - مولانا ترازوستمرا گویند مولانا ترازویی‌ست کز عدلش
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.