پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۴۸ - خوان از خون

خوان میفکند کنون مسلمانان

آن خواجه که سگ بر او شرف آرد

خوانی که ز خون آدمی باشد

افطار بدان کسی روا دارد؟

خود کس نرود و گر رود آنجا

دربانش و پرده دار نگذارد

خوانی چه کنی که میزبان او را

هر لقمه هزار بار بشمارد

آن سفره نحس مردریگش بین

کش پیش شدن کسی نمی یارد

وان قرص حقیر چون هلال صوم

کش گرسنگی ز لب همی بارد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهرصائم الدهر اسبکی دارم
  2. شمارهٔ ۵۱ - خطاب بصدرالدینایا صدری که چرخ پیر چون تو
  3. شمارهٔ ۵۲ - مولانا ترازوستمرا گویند مولانا ترازویی‌ست کز عدلش
  4. شمارهٔ ۵۳ - ترهاتدوستی در سمر کتابی داشت
  5. شمارهٔ ۵۴ - عشوه و تمویهاز منت شرم نیامد که پس از چندین مدح
  6. شمارهٔ ۵۵ - فضل خواجهترا فضل بر دیگری بیش ازین نیست
  7. شمارهٔ ۵۶ - عاقلچرا باید که عاقل بهر روزی
  8. شمارهٔ ۵۷ - خامه و خطای ز خورشید رای روشن تو
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.