پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

ز باد صبح حدیثی مرا به گوش آمد

که خیز ای دل مسکین که گل به جوش آمد

زمین ز لاله و خیری و سوسن و شمشاد

به بانگ بلبل شوریده در خروش آمد

چو جام باده به بستان دمید و گل بشکفت

ز چارسوی چمن، های و هوی نوش آمد

بگیر گوشه باغی و دامن چمنی

مرا ز هاتف غیبی چنین به گوش آمد

مده ز دست لب جوی و قامتی دلجوی

به گوش جان من از گفته سروش آمد

گلست عارض زیبای یار و لب چون می

ز آن جهت ز دهان تو بوی نوش آمد

دلم ز هوش به در رفته بود از هجران

ز بوی عنبر زلف تو باز هوش آمد

شکست طبله عطّار در همه بازار

از آنکه لعل لبانت شکر فروش آمد

چو ناله‌ام بر دف در جهان شنید هَزار

ز شوق روی گل بوستان خموش آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰دل من عشقبازی نیک داند
  2. شمارهٔ ۶۰۱آنان که مهر روی چو ماه تو دیده‌اند
  3. شمارهٔ ۶۰۲عشاق مهر روی تو از جان خریده‌اند
  4. شمارهٔ ۶۰۳این جور و جفای چرخ تا چند
  5. شمارهٔ ۶۰۴عاشقان گل رخسار تو بستان طلبند
  6. شمارهٔ ۶۰۵طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
  7. شمارهٔ ۶۰۶دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
  8. شمارهٔ ۶۰۷دردمندان غم عشق دوا می طلبند
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.