پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

رسید مژدهٔ شادی که شاه باز آمد

خلاص یافت دل از غم که دلنواز آمد

نگارم ار چه بسی انتظار می‌فرمود

چو صد نگار کنونم ز در فراز آمد

مرا ز درد فراقش شکایتی می‌بود

هزار شکر که آن غمگسار باز آمد

به ناز اگر بخرامد چو سرو در بستان

فغان ز لاله برآید که سرو ناز آمد

به پیش طاق دو ابروی همچو محرابش

هزار زاهد صد ساله در نماز آمد

خیال دوست ندا کرد کای فلان چون تو

بسی کبوتر وحشی به چنگِ باز آمد

بساز با غم هجران یار و شادی کن

که کار هر دو جهان از غمش به ساز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹دل من در طلبکاری وصل تو به جان آمد
  2. شمارهٔ ۶۰۰دل من عشقبازی نیک داند
  3. شمارهٔ ۶۰۱آنان که مهر روی چو ماه تو دیده‌اند
  4. شمارهٔ ۶۰۲عشاق مهر روی تو از جان خریده‌اند
  5. شمارهٔ ۶۰۳این جور و جفای چرخ تا چند
  6. شمارهٔ ۶۰۴عاشقان گل رخسار تو بستان طلبند
  7. شمارهٔ ۶۰۵طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
  8. شمارهٔ ۶۰۶دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.