پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

در جهان بر جان من جز درد نیست

همدمم جز درد و آه سرد نیست

بیش از این در عشق روی تو مرا

صبر مهجوری و خواب و خَورد نیست

من نگردانم سر از پیمان دوست

هر که از عهدش بگردد مرد نیست

بار بسیارست بر من رحمت آر

بیش از اینم هجر تو درخَورد نیست

کی رسد در کام دل آنکس که او

چون من از شادی دوران فرد نیست

روی زرد من گواه عشق تست

نیست عاشق آنکه رویش زرد نیست

از جهان بر دل غباری گر نشست

از تو باری بر دل او گرد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷ما را ز درد عشق تو یک دم قرار نیست
  2. شمارهٔ ۲۷۸ما را غمی چو شدّت هجران یار نیست
  3. شمارهٔ ۲۷۹بازآ که در فراق تو ما را قرار نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۰ای دل چه چاره چون که جهان پایدار نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۱دردمند عشق او گشتم مرا تیمار نیست
  6. شمارهٔ ۲۸۲هر که دلش با غم ما یار نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۳از مهر منت به دل اثر نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۴تو را از حال مسکینان خبر نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.