پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

ای دل چو جهان به کام ما نیست

شهباز وفا به دام ما نیست

وز شهد وصال آن دلارام

جز زهر جفا به جام ما نیست

در هر خط عاشقان رویش

دیدیم به دیده نام ما نیست

زآن توسنِ خوی یار تندست

چون دور زمانه رام ما نیست

دریاب چو اختیار کارم

امروز چو در زمام ما نیست

از صُبح وصال آن ستمگر

زلف سیهش چو شام ما نیست

از چشم سیاه گوشه‌ای گیر

چون کس چو مه تمام ما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷در درد تو بر دلم دوا نیست
  2. شمارهٔ ۲۶۸هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
  3. شمارهٔ ۲۶۹کدام دیده به دیدار یار بینا نیست
  4. شمارهٔ ۲۷۰بی رخ عاشق فریبت در دو چشمم خواب نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۱دلا با عشق اگر سازی عجب نیست
  6. شمارهٔ ۲۷۲بر درد عشق دوست مرا گر طبیب نیست
  7. شمارهٔ ۲۷۳ای که پنداری که ما را جز تو یاری هست نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۴جز غم عشقت نگارا در جهانم هیچ نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.