پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

جز غم به جهان نصیب ما نیست

جز غصّه کسی قریب ما نیست

هستیم محبّ خاک کویش

گویی به جهان حبیب ما نیست

از درد به لب رسید جانم

رحمی به دل طبیب ما نیست

صد طوطی خوش کلام اگر هست

خوبیش چو عندلیب ما نیست

در عشق رخ تو ای نگارین

کس نیست که او رقیب ما نیست

مسکین دل من غریب و عاشق

کس نیست که او رقیب ما نیست

بر خان وصال او بسی کس

هستند ولی نصیب ما نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶ما را به غم عشق تو دردست دوا نیست
  2. شمارهٔ ۲۶۷در درد تو بر دلم دوا نیست
  3. شمارهٔ ۲۶۸هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیست
  4. شمارهٔ ۲۶۹کدام دیده به دیدار یار بینا نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۰بی رخ عاشق فریبت در دو چشمم خواب نیست
  6. شمارهٔ ۲۷۱دلا با عشق اگر سازی عجب نیست
  7. شمارهٔ ۲۷۲بر درد عشق دوست مرا گر طبیب نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۳ای که پنداری که ما را جز تو یاری هست نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.