پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۱

چرا جانا به دردم شاد باشی

چرا راضی بدین بیداد باشی

نگارا چون ز جانت بنده گشتم

چو سرو از ما چرا آزاد باشی

بنفشه‌وار در پایت فتادم

که تا در باغ چون شمشاد باشی

دلا تا کی ز جور آن ستمگر

چنین با ناله و فریاد باشی

به هر عمری گرَم یادم نیاری

مرا همچون نفس در یاد باشی

به دل گفتم رَسَم در دوست گفتا

کجا در وی رسی گر باد باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۳دلا تا کی چنین سرگشته باشی
  2. شمارهٔ ۱۳۳۴دلا تا کی چنین دیوانه باشی
  3. شمارهٔ ۱۳۳۵ز جانم تو را بنده در بندگی
  4. شمارهٔ ۱۳۳۶ماییم و غم عشقت و خوابی و خیالی
  5. شمارهٔ ۱۳۳۷دلا تا کی به درد عشق نالی
  6. شمارهٔ ۱۳۳۸در دیده‌ام نیامد جز روی تو خیالی
  7. شمارهٔ ۱۳۳۹مرا خود نباشد به عالم دلی
  8. شمارهٔ ۱۳۴۰من ندیدم به جهان همچو دو زلفت شامی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.