پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۴

دلا تا کی چنین دیوانه باشی

ز خویش و آشنا بیگانه باشی

به پیش شمع روی ماهرویان

در آتش زار چون پروانه باشی

زده در زلف خوبان روز و شب چنگ

به صد دست امل چون شانه باشی

میان ورطهٔ غرقاب هجران

به جست و جوی آن دُردانه باشی

بهار و گل رسید ای دل تو تا کی

چنین محزون درین کاشانه باشی

برون رو آخر ای غم از دل من

نگنجی چند در ویرانه باشی

چو افسون تو در وی درنگیرد

چرا اندر پی افسانه باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۶ماییم و غم عشقت و خوابی و خیالی
  2. شمارهٔ ۱۳۳۷دلا تا کی به درد عشق نالی
  3. شمارهٔ ۱۳۳۸در دیده‌ام نیامد جز روی تو خیالی
  4. شمارهٔ ۱۳۳۹مرا خود نباشد به عالم دلی
  5. شمارهٔ ۱۳۴۰من ندیدم به جهان همچو دو زلفت شامی
  6. شمارهٔ ۱۳۴۱دامن وصل ار به کف آید دمی
  7. شمارهٔ ۱۳۴۲من شبی در خواب عکس روی او گر دیدمی
  8. شمارهٔ ۱۳۴۳چرخ کی گردد به کام ما دمی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.