پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۱ - اندوه از تیره‌روزی‌ها

چرا به کار من ناتوان نپردازی

نظر به حال اسیران خود نیندازی

ز مرتبت چو سراپرده بر فلک زده‌ای

به زیر خرگه دولت همی طرب سازی

چو کرد بانوی ایران تو را فلک ناگاه

سزد به تاج و به تخت ار کنی سرافرازی

به شکر آنکه به میدان کامرانی و ناز

فراز زین مرصّع کُمِیْت می‌تازی

به پنج‌روزه فریب جهان مشو مغرور

که دور چرخ بسی کرده است این بازی

ز خان و مان و ز جان و جهان برآمده‌ام

به دور دولت سلطان محمّد غازی

تو چند غصّه کار جهان خوری آخر

ز آتش غم دوران چو موم بگدازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۳معطّرست جهانی ز باد نوروزی
  2. شمارهٔ ۱۳۲۴بو که آن ماه من اندر چمن آید روزی
  3. شمارهٔ ۱۳۲۵هر آنکه داد مرا عمر او دهد روزی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۶بیا که غمزه سرمست تو به دلدوزی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۷اگر شود شب وصلت مرا شبی روزی
  6. شمارهٔ ۱۳۲۸من تو را دارم و جز لطف تواَم نیست کسی
  7. شمارهٔ ۱۳۲۹تا نفس هست به یاد تو برآرم نفسی
  8. شمارهٔ ۱۳۳۰بتا به عهد من ار بر سرِ جفا باشی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.