پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۹

دو دیده بر سر راهت نهاده‌ام بازآی

بلا و غصّه ازین بیش بر جهان مفزای

بگیر دست ضعیفم به وصل خویش شبی

مبر چو گیسوی پرتاب خویشتن در پای

اگرچه عهد ببستی ولی یقینم بود

که هر سخن که بگویی نیاوری بر جای

بیا و یک نظر از روی مهر با ما کن

که هست روی چو خورشید تو جهان آرای

قسم به چشم چو آهوی تو که سرمستم

به بوی آن دو سر زلف شوخ غالیه‌سای

به روی و موی تو آنگه به طاق ابرویت

به بوس آن دو لب لعل و شهد شکرخای

گر از فراق تو جانم به لب رسید از غم

ز روی لطف ترحّم کن و شبی بازآی

که تا به دیده تحقیق بنگری در ما

که بی تو چون بگدازم به هجر جان فرسای

ز دست روز فراقت چو چنگ بخروشم

به حسرت شب وصلت ز ناله‌ام چون نای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۱بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۵۲یکباره عهد یار فراموش کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۵۳تا کی دلا به دام غمش اوفتاده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲۵۴جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۲۵۵عاشقانت را دگر در جست‌و‌جو آورده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۲۵۶از جان وصل خویش فرستم نواله‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۵۷ای در غم عشق تو من در هر دهن افسانه‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۵۸مرغ دلم به زلف تو تا ساخت خانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.