پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۷

ای در غم عشق تو من در هر دهن افسانه‌ای

گشتم غریق بحر غم در جستن دُردانه‌ای

هرچند ببریدی ز من از تو طمع نبریده‌ام

جانی و ببریدن ز جان نتوان به هر افسانه‌ای

از درد دوری روز و شب افتاده‌ام در تاب و تب

جانم ز شوق آمد به لب در فرقت جانانه‌ای

مرغ دلم پرواز کرد آمد به دام زلف تو

تا دید بر ماه رخت از عنبر تر دانه‌ای

ای شاه خوبان چگل مهر از مه رویت خجل

عشق توام در کام دل گنج است در ویرانه‌ای

آنچ از فراق روی تو بر آشنایان می‌رود

رحم آورد گر بشنود بر حال من بیگانه‌ای

سرگشته‌ام در کوی تو آشفته‌ام چون موی تو

ای پیش شمع روی تو جان جهان پروانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۹بیا که بی تو ندارد دل من اسبابی
  2. شمارهٔ ۱۲۶۰تو که خورشید جهانی به جهان می‌تابی
  3. شمارهٔ ۱۲۶۱گرفت از رشک رویت ماه تابی
  4. شمارهٔ ۱۲۶۲دلا این عشقبازی تا به کی بی
  5. شمارهٔ ۱۲۶۳زان لعل لبم بده زکاتی
  6. شمارهٔ ۱۲۶۴ای دل ز شراب عشق مستی
  7. شمارهٔ ۱۲۶۵تا که مُهر مهرم از دُرج وفا برداشتی
  8. شمارهٔ ۱۲۶۶من ندارم بی رخت از زندگانی راحتی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.