پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۵

عاشقانت را دگر در جست‌و‌جو آورده‌ای

طالبان وصل را در گفت‌و‌گو آورده‌ای

نکهت عنبر همی‌ یابد دماغ جان مگر

ای صبا از زلف دلدارم تو بو آورده‌ای

تار زلفت ساختی چوگان به میدان جفا

بی‌دلان را دل به نزد خود چو گوی آورده‌ای

هر کسی دارند عشق چشمهٔ نوشت ولی

بادپیمایان چو خاک ره به کو آورده‌ای

من چنین محروم و محزون در فراق یار و تو

ای دل آخر با نگارم رو به رو آورده‌ای

دشمنانم را به هجرم شاد و خرّم کرده‌ای

دوستانت را ز دیده خون به جو آورده‌ای

چون نسیم صبحدم آمد ز کویش گفتمش

قصّه درد جهان را مو به مو آورده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۷ای در غم عشق تو من در هر دهن افسانه‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۵۸مرغ دلم به زلف تو تا ساخت خانه‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۵۹بیا که بی تو ندارد دل من اسبابی
  4. شمارهٔ ۱۲۶۰تو که خورشید جهانی به جهان می‌تابی
  5. شمارهٔ ۱۲۶۱گرفت از رشک رویت ماه تابی
  6. شمارهٔ ۱۲۶۲دلا این عشقبازی تا به کی بی
  7. شمارهٔ ۱۲۶۳زان لعل لبم بده زکاتی
  8. شمارهٔ ۱۲۶۴ای دل ز شراب عشق مستی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.