پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۶

عالم همه خوش بوی شد از بوی بنفشه

میل دل عشاق همه سوی بنفشه

از عکس رخت سرخ شده رنگ شقایق

وز رشک خطت گشته سیه روی بنفشه

گفتند چرا سر ز غمش بر سر زانوست

گفتا که چنین است همی خوی بنفشه

تا سر بنهد بر خط سبز تو چو سنبل

بنوشت عذار تو خطی سوی بنفشه

بر بوی خطت شاید اگر عذر نهندم

گر بر نکنم خیمه ز پهلوی بنفشه

گر سنبل زلفت به چمن باز گشایند

افتد گره از رشک در ابروی بنفشه

بر بوی سر زلف دلاویز تو دارم

دلبستگیی با خم گیسوی بنفشه

بشکست به بازوی زنخدان چو گویت

چوگان سر زلف تو بازوی بنفشه

از نرگس مستت که جهان بین جهانست

ماننده ریحان شده هندوی بنفشه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۸فریاد ز جور این زمانه
  2. شمارهٔ ۱۲۴۹دو دیده بر سر راهت نهاده‌ام بازآی
  3. شمارهٔ ۱۲۵۰آن چه زلفست آن که باز از قهر تابش داده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲۵۱بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۲۵۲یکباره عهد یار فراموش کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۲۵۳تا کی دلا به دام غمش اوفتاده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۵۴جانا چه کرده‌ایم که از ما بریده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۵۵عاشقانت را دگر در جست‌و‌جو آورده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.