پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۶

ای سلاطین جهان پیش رخت بنده شده

وز دم عیسویت جان جهان زنده شده

از حیای سر زلف تو بنفشه در باغ

پیش خاک کف پای تو سرافکنده شده

هر سحرگاه به پروانه ماهِ رخ تو

شمع خورشید جهانتاب فروزنده شده

به هوای سر زلف تو دل خلق جهان

رفته بر باد و پریشان و پراکنده شده

سرو آزاد به سرسبزی شمشاد قدت

تا سر افراز شود در چمنت بنده شده

هرکه یک شب شده از شمع رخت روشن چشم

روز اقبال بر او فرّخ و فرخنده شده

تا گل روی تو در باغ جهان بشکفته

دهن ما چو لب غنچه پر از خنده شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۸بنفشه چون سر زلف بتان سر افکنده
  2. شمارهٔ ۱۲۳۹تو را لبیست نگارا چو غنچه پُر خنده
  3. شمارهٔ ۱۲۴۰این دل محنت و بلا دیده
  4. شمارهٔ ۱۲۴۱ای خیال رخ تو در دیده
  5. شمارهٔ ۱۲۴۲آه از این روزگار گردیده
  6. شمارهٔ ۱۲۴۳دل من از غم تو گرد جهان گردیده
  7. شمارهٔ ۱۲۴۴ای مثل چشم مستت چشم فلک ندیده
  8. شمارهٔ ۱۲۴۵گفتم که میارید ز بازار بنفشه
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.