پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۶۳

خموشم چون قلم امّا، نوا در آستین دارم

نی شیون طرازم، ناله ها در آستین دارم

به سوز و ساز عشقم، شمع محفل می توان گفتن

که من هم گریه و هم خنده را در آستین دارم

تو می دانی که از مستی، چه خونها در دلم کردی

اگر چون شیشه، خونین گریه ها در آستین دارم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۶۵قناعت چون گهر، با ساغر و مینای خودکردم
  2. شمارهٔ ۲۶۶دمد از چاکهای سینه شیون، تا نفس دارم
  3. شمارهٔ ۲۶۷نه یاد مصر و نه پروای کاروان دارم
  4. شمارهٔ ۲۶۸ز شمع خامه، هر جا در میان افسانه اندازم
  5. شمارهٔ ۲۶۹جز وصل علاج دل بیچاره ندارم
  6. شمارهٔ ۲۷۰به هرگلشن که شور از شیون مستانه اندازم
  7. شمارهٔ ۲۷۱از دل، به فرات مژه راهی ست چه سازم؟
  8. شمارهٔ ۲۷۲به صد شوریدگی، از بزم آن بی باک برخیزم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.