پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۳

صنما بسته آنم که در این منزل تست

خبری یابم زان زلف شکسته به درست

درد و غمهای تو و عهد وفایت بر ماست

هم به جان تو که هوش و دل و جانم بر تست

دل من نیست شد و سوز تو از سینه نرفت

اشک من موج زد و نقش تو از دیده نشست

زشت نقشی بود ار جسم تو نشناسم خوب

سخت کاری بود ارکار تو بگذارم سست

گرچه در دیده من نقش خیال تو بماند

ورچه برسینه من عکس جمال تو برست

بیش در دیده و در سینه نمی جویم از آنک

دوش در آتش دورانت نمی دانم جست

سر آن سرو بگردم که چو تو باشد راست

پیش آن ماه بمیرم که به تو ماند چست

آمدم کاسته و سوخته اندر بر تو

که مرا روی چو بستان تو قبله است نه بست

ای مرا کاسته چون ماه بیفزای اول

وی مرا سوخته چون شمع بیفروز نخست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵روزم ز هجر تو بصفت چون شب آمده است
  2. شمارهٔ ۶ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
  3. شمارهٔ ۷دل و جانم بره جانان است
  4. شمارهٔ ۸هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
  5. شمارهٔ ۹قمری اندر بهار یار من است
  6. شمارهٔ ۱۰ای سرور کرده پادشاهت
  7. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
  8. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.