پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۲

هوای وصل جانانم گرفتست

غم دلبر دل و جانم گرفتست

دل و دلبر نمی بینم چه دانی

که چون سودای ایشانم گرفتست

چگونه در کشم دامن ز عشقش

که دست دل گریبانم گرفتست

چگونه گل چنم از باغ وصلش

که از خارش گلستانم گرفتست

دل از صبر ارچه می گریم نه ننگست

ره وصل ارچه می دانم گرفتست

ازینم پاره نومیدی آمد

که در دشواری آسانم گرفتست

مگر پیدا نمی آمد غمش زانک

نشاط مدح سلطانم گرفتست

ملک بهرام شاه آن گنج رحمت

که در دشواری آسانم گرفتست

بحمدالله که شکر نعمت او

همه پیدا و پنهانم گرفتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴یارب در آن کلاله چرا عقل گمره است
  2. شمارهٔ ۵روزم ز هجر تو بصفت چون شب آمده است
  3. شمارهٔ ۶ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
  4. شمارهٔ ۷دل و جانم بره جانان است
  5. شمارهٔ ۸هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
  6. شمارهٔ ۹قمری اندر بهار یار من است
  7. شمارهٔ ۱۰ای سرور کرده پادشاهت
  8. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.