پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

زلف‌آشفته و خِوی‌کرده و خندان‌لب و مست

پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صُراحی در دست

نرگسش عَربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان

نیم شب، دوش به بالین من آمد، بنشست

سر فرا گوش من آورد به آوازِ حزین

گفت: ای عاشقِ دیرینهٔ من، خوابت هست؟

عاشقی را که چنین بادهٔ شبگیر دهند

کافر عشق بُوَد گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تُحفه به ما روزِ الست

آن چه او ریخت به پیمانهٔ ما نوشیدیم

اگر از خَمرِ بهشت است وگر بادهٔ مست

خندهٔ جامِ می و زلفِ گره‌گیرِ نگار

ای بسا توبه که چون توبهٔ حافظ بشکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
  2. غزل شمارهٔ ۲۹ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
  4. غزل شمارهٔ ۳۱آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
  5. غزل شمارهٔ ۳۲خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست
  6. غزل شمارهٔ ۳۳خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
  7. غزل شمارهٔ ۳۴رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
  8. غزل شمارهٔ ۳۵برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.