پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟

خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است

گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است

افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریان

تحریرِ خیالِ خطِ او نقشِ بر آب است

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

زین سیلِ دمادم که در این منزلِ خواب است

معشوق عیان می‌گذرد بر تو، ولیکن

اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

گل بر رخِ رنگین تو تا لطفِ عرق دید

در آتشِ شوق از غمِ دل، غرقِ گلاب است

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم

دست از سرِ آبی که جهان جمله سراب است

در کُنجِ دِماغم مطلب جای نصیحت

کـ‌این گوشه پر از زمزمهٔ چنگ و رَباب است

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

بس طُورِ عجب لازمِ ایامِ شباب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
  2. غزل شمارهٔ ۳۲خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست
  3. غزل شمارهٔ ۳۳خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
  4. غزل شمارهٔ ۳۴رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
  5. غزل شمارهٔ ۳۵برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۶تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.