پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴

رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست

کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست

به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست

دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگِ عاشقانهٔ توست

عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن

که این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست

به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت

ولی خلاصهٔ جان، خاکِ آستانهٔ توست

من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخی

دَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار

که توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست

چه جای من، که بِلَغزَد سپهرِ شعبده‌باز

از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست

سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَد

که شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست
  4. غزل شمارهٔ ۳۹باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۰اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است
  6. غزل شمارهٔ ۴۱اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است
  7. غزل شمارهٔ ۴۲حالِ دل با تو گفتنم، هوس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۳صَحنِ بُستان ذوق‌بخش و صحبتِ یاران خوش است
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.